|
صفحه نود و یکم
آنها ما را با زور میبردند
ما با زور با آنها نمیرفتیم
قدرت بیهوده، چیز خوبی است
کرم شبتابی بود که شبها میخوابید و روزها شبمیتابید
کسی به او توجهی نشان نمیداد
در واقع او کسی بود که کرم بود
مردها دو گروه هستند
مهرهمارداران و بیمهرگان
گروه اول هر شب با یک نفر میباشند
از جمله گروه دوم رفته بودم کافه چیزی بخرم
پولش هم بدهم
دختر زشت فروشندهی بوگندو
چنان چشم و ابروی بداخلاقی بالا میانداخت که انگار من مجبورش کردم کار کند و ننشیند خانه به کانت و لاکان خواندن
ما بیمهرگان نه اینکه از استخوان تهی باشیم
بلکه استخوانهایمان را پوشاندهایم
اگر دندانهای شما خراب میشود برای این است که روی آن را نمیپوشانید
تا حالا فکر کردهاید چرا هیچ کس نمیرود دندانپزشکی و بگوید
دکتر! ترقوهام کرم گذاشته! یا توی مچ پای راستم، سیاه و خالی شده!
خب، همه چیز یک روز روشن میشود
***
مننژیت از کرمان و یزد شروع شد
بعد به سیستان و بلوچستان رفت
به خراسان و تهران آمد
آخر سر هم معلوم شد یک نفر مننژیت داشته و از همهی این جاها گذشته و هیچ کس دیگری مبتلا نیست
کرمها در همه جا زندگی میکنند ولی هیچ کس از آنها وا نمیگیرد
کرمها که ترس ندارند
***
زمین با همهی کوچکی
همه چیز را در خود جا داده بود
تا وقتی که زمین خراشها
به ما حمله کردند
با نوک تیز دریل مانندشان
و در نهایت، پیروزمندانه
با یک کرم به آسمان برمیگردند
این طوری
¥
هرچند که با نشانهی واحد ارزیِ ین، روبرو هستید
اما برای تایپ کردن شکل مربوطه، گزینهی بهتری پیدا نکردم
مثلن واحد ریال به این صورت
X
شامل یک "ر" خط خورده
قانون کپی رایت
©
ثبت نام یا عضویت
®
و سایرین
|