حبیب محمدزاده | صفحات گرامافون |

   

  

 

 

 

صفحه نود و یکم

 

 

 

آنها ما را با زور می­بردند

ما با زور با آنها نمی­رفتیم

قدرت بیهوده، چیز خوبی است

کرم شبتابی بود که شبها می­خوابید و روزها شب­می­تابید

کسی به او توجهی نشان نمی­داد

در واقع او کسی بود که کرم بود

مردها دو گروه هستند

مهره­مارداران و بی­مهرگان

گروه اول هر شب با یک نفر می­باشند

از جمله گروه دوم رفته بودم کافه چیزی بخرم

                                     پولش هم بدهم

دختر زشت فروشنده­ی بوگندو

چنان چشم و ابروی بداخلاقی بالا می­انداخت که انگار من مجبورش کردم کار کند و ننشیند خانه به کانت و لاکان خواندن

ما بی­مهرگان نه اینکه از استخوان تهی باشیم

بلکه استخوانهایمان را پوشانده­ایم

اگر دندانهای شما خراب می­شود برای این است که روی آن را نمی­پوشانید

تا حالا فکر کرده­اید چرا هیچ کس نمی­رود دندانپزشکی و بگوید

دکتر! ترقوه­ام کرم گذاشته! یا توی مچ پای راستم، سیاه و خالی شده!

خب، همه چیز یک روز روشن می­شود

***

مننژیت از کرمان و یزد شروع شد

بعد به سیستان و بلوچستان رفت

به خراسان و تهران آمد

آخر سر هم معلوم شد یک نفر مننژیت داشته و از همه­ی این جاها گذشته و هیچ کس دیگری مبتلا نیست

کرم­ها در همه جا زندگی می­کنند ولی هیچ کس از آنها وا نمی­گیرد

 کرم­ها که ترس ندارند

***

زمین با همه­ی کوچکی

همه چیز را در خود جا داده بود

تا وقتی که زمین خراشها

به ما حمله کردند

با نوک تیز دریل مانندشان

و در نهایت، پیروزمندانه

با یک کرم به آسمان برمی­گردند

این طوری  

      ¥

هرچند که با نشانه­ی واحد ارزیِ ین، روبرو هستید

اما برای تایپ کردن شکل مربوطه، گزینه­ی بهتری پیدا نکردم

مثلن واحد ریال به این صورت

    X

شامل یک "ر" خط خورده

قانون کپی رایت

      ©

ثبت نام یا عضویت

  ®

و سایرین

 

 

 

مخاطبان حبیب محمدزاده() |