حبیب محمدزاده | صفحات گرامافون |

   

   

 

   

 

 

صفحه صد و پنجم

     

 

 

 

 

قطعن باید روزی سه بار قرص برنج می­ خوردم

حتــــــــــی صبحانه­ ها

 

با هر که بوده­ ام

                  تنها بوده­ ام

و هیچ­کس پی به چیزی نبرده

مگر وزارتخانه­ ی مربوطه و سازمانهای موازی

از تو ممنونم ای تنهایی وسیع!

 

یک سری استعاره­ ی غیرمنتظره

            کار جهان را بر هم زده است

ازجمله اول صبح که شب می ­شود

گیسوی سیاه تو، رطب می­ شود

یک رشته موی بلندت در ظرف پنیرخوری

آب پرتقال که می­ بری، دستت را نبری

 

به جز تو

          در تنهایی

هیولایی هم هست در آن اطاق

و موشی که صدای "خوابیدن روی تخت" می ­دهد

                 جیر جیر

 

جهان به سمت بی ­تفاوتی پیش می­ رود

و اصلن برای من مهم نیست که حین هر کاری که می­ کنم، هر کسی باشد و هر چیزی ببیند و هر نتیجه­ ای بگیرد

 

دوستی از دوستها

که بعداز ظهرها در روزنامه­ ی کیهان می­ نویسد، به صورت پیامکی از چند نفرمان پرسیده بود که اگر یک روز اجازه داشتید گناه کنید، به چه مرتکب می­ شدید؟

جواب الف. ب.) همسایه را

جواب سین. حاء.) تو را

جواب ت. گاف.) بانک می­ زدم؛ بانک احداث می­ کردم

جواب من) یک نفر مورد نظر را می­ کشتم

 

بالاخره یک روز دست از قرص خوردن می­ کشم و گناه می­ کنم

 

در اینجا صفحات گرامافون تمام می­ شوند.

این سه کتاب هم پایان بدی داشتند. از این بابت عذرخواهی مرا بپذیرید. " فقط زنها هستند که فیلم پورنو را تا آخر نگاه می­ کنند چون می­ خواهند بفهمند که در نهایت، آن دو نفر با هم ازدواج می­ کنند یا نه"

 

صنعت تضمین: آوردن آیه، حدیث، یا نقل مشهور در سخن خویش است. تضمین، با ایجاد تنوع، به آرایش کلام کمک می­ کند. همچنین، پدیدآورنده ­ی ایجاز در سخن است.

 

صنعت ارسال المثل: آوردن مثال در شعر و خطابه و سخنرانی است. گاه باشد که تاثیر مثل در پروراندن موضوع و جلب مخاطب، علت کافی است.

 

 

 

  

 

 

مخاطبان حبیب محمدزاده() |